سلام

خرید بک لینک

خواهرم ميگه من با اينم که روزي دو سه بار


به ديگرون توصيه ميکنه


 


زهره رو مخمه


ديوونم ميکنه

سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 12:26

الان با زهره دعوام شدهمه به من ميگند هيسبه اونم ميگند هيسولي چون من گوش ميدمهميشه نياز ها و خواسته هاي من زير پا له شدهمن گريه نکنمولي اون حق داره داد بزنهمن بايد بگم چشمولي اون کار خودش رو انجام بدهبعد من ميشم دست و پا چلفتيوابستهدلم ميخواد يه بليط بگيرم برم شهر ديگهجايي که هيچ کس رو نشناسمارتباط ب سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 12:26

من بايد بتونم گريه کنم


چون ديگه تحمل


معده درد و سرفه پشت سرهم و  درد گرفتن مفاصل


رو ندارم


 

سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 12:26

مامانم داشت با زهره حرف ميزدرفتم پيشش گفتم مامان ميشه وقتي ما دوتا دعوامون ميشه نياي وسطوقتي مياي وسطزهره ميگه زهرا با گريه هاش به خواسته هاش مي رسهو منو بيشتر اذيت ميکنهمنم ميگم زهره با داد زدنش به خواسته هاش مي رسهو منم بيشتر اذيت ميکنمدو بار مجبور شدم اينو بگمگفت به بقيه چيزا کاري ندارم الان ميتو سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 12:26

من بايد چند تا کار انجام بدميک وابستگيم به مامانم رو کم کنمکه اونم کمتر بهم وابسته باشه.کمتر کنترلم کنهدوم زهره.بايد در مقابل زهره از خودم دفاع کنم.ترسم مانع اين اتفاق نذارم بشه.مامانم با حال بد شدنش نبايد بذارم جلو اين کلرو بگيره.بايد تمرين کنم قاطعانه در مقابل اول خانواده ام بعد جامعه حرفم رو بزنم سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 12:26

به نظر من محبت زياد باعث دردسر


محبت زياد مادر به بچه باعث عدم مستقل شدن و وابستگي تا آخر و افتادم روي زمين مکرر


دوست داشتن زياد پسربچه باعث اذيت شدن عروس


دوست داشتن زياد يکي و نگران شدن در مورد اون و داد زدن و ناراحت کردن طرف مقابل.يعني ناراحت کردم تمومي که دوسش داري


مثل من که مامانم رو خيلي دوست دارم و باعث اذيت شدن زيادش شدم و بالعکس


 

سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 12:26

بايد بتونم با مامان بابام حرف بزنمبايد بتونم بگم من خسته امبايد بتونم مثل الان که کل صورتم خيس اشکهباهاشون حرف بزنم و بگم خستمزهرا تا کي ميخواي بگي قوي باش و ارو مزهرا کمک خواستن اشکال ندارهزهرا ميگند برو به ترم مرخصي بگيرزهرا قرار نيست تو همش مراقب همه باشيکمک بقيه کنيبشين همين جا و شروع کن به زار سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 4:03

من به کمک نياز دارم ولي نمبتونم به مامان بابام بگم


يعني هيچ وقت ازشون درخواست کمک نکردم


من ميترسم


همينجوري داره اشکام مياد


من بايد به مامان بگم


ولي نميتونم


هميشه سعي کردم قوي و ارو م باشم


نميتونم حرف بزنم


خدايا کمکم کن


زهرا اگر گريه کني اشکال نداره


تو حق داري گريه کني


تو خسنه اي


همه ي آدما خسته مي شند


اخ خدايا شکرت


 

سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 4:03

ميخوام در مورد مسائلي که در مورد گذشته ام هست و ازش ميترسم بنويسم


برام خيلي سخته


ولي بايد اين کارو کنم


براي کمک به خودم


مادرم


مهمترين عنصر زندگيم


ترس از دست دادنش


ترس از مريض شدنش


همه ي چيزيه که باعث ميشه حرف نزنم


باعث ميشه گريه نکنم


باعث ميشه در مورد دردام با کسي چيزي نگم


با اين قدر بنويسم که برام عادي شه اون اتفاقا


بفهمم گريه کردن اشکالي نداره


 

سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 4:03

من و زهره داريم روند معکوس همو طي ميکنيمهميشه من ميرفتم داوطلبانه کار ميکردمالان زهره داره ميره داوطلبانه کار ميکنه تغييراتي که ايجاد شده يا داره ايجاد ميشه نميدونم درسته يا نهاينو ميدونم دارم سعي ميکنم به خودم کمک کنم رابطمون خيلي بهتر شده يعني رابطه من و زهره معده ام درد ميکنه  سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 4:03

صفحه بندی